السيد علي الحسيني الميلاني
204
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
ندارد ، بلكه اصطلاحاً لازم اعم است . اصولًا روى سخن ما با افرادى است كه اندكى مىفهمند ، و گرنه با افراد « همج رُعاع » كارى نداريم . نمونه ديگر ، برخى مىگويند : اگر امامت اين قدر مهم است كه شما مىگوييد ، پس چرا در قرآن ذكر نشده و به امامت على بن ابى طالب عليهما السلام تصريح نشده ، پس امامت على بن ابى طالب باطل است ( ! ! ) در پاسخ مىگوييم : در قرآن مجيد اسامى چند پيامبر آمده است ؟ پس نبوّت پيامبرانى كه اسامى آنها نيامده مُنتفى است ؟ در كدام منطقى امر عدمى دليل بر عدم مىشود ؟ ! ! نمونه ديگر اين كه كسى گفته : در كدام مورد امام صادق عليه السلام در خطبههايشان مىگفتند : « واللعن الدّائم على أعدائهم أجمعين » ؟ ! چون امام صادق عليه السلام نگفتهاند ، پس لعن جايز نيست ، چون حضرت كسى را لعن نمىكردند ( ! ) مگر امر عدمى دليل بر عدم مىشود ؟ شما احتمال نمىدهيد امام صادق عليه السلام در حال تقيّه بودند و يا آن حضرت گفتهاند و به ما نرسيده است ؟ « 1 » پس اين كبراى كلّى است كه امر عدمى دليل بر عدم نمىشود .
--> ( 1 ) . در روايتى چنين آمده است : سمعنا أبا عبداللَّه عليه السلام وهو يلعن في دبر كلّ مكتوبة أربعة من الرجال وأربعاً من النساء : التيمي والعدوي وفعلان وفلانة وفلانة وهند وام الحكم اخت معاوية . بحار الأنوار : 30 / 397 ، حديث 170 به نقل از التهذيب : 2 / 321 ، باب 15 ، حديث 1 . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر . ك : الكافى : 3 / 342 ، حديث 10 ، تفسير العياشى : 1 / 387 ، حديث 140 ، رجال كشى : 135 ، الخرائج والجرائح : 1 / 292 ، بحار الأنوار : 27 / 29 ، 30 / 383 و 384 ، 47 / 323 ، حديث 17